Help - Search - Members - Calendar
Full Version: Persian Club
mobile9 Forum > Site Related > Introductions & Regional Groups
Pages: 1, 2, 3, 4, 5, 6, 7, 8, 9, 10, 11, 12, 13, 14, 15, 16, 17, 18, 19, 20, 21, 22, 23, 24, 25, 26, 27, 28, 29, 30, 31, 32, 33, 34, 35, 36, 37, 38, 39, 40, 41, 42, 43, 44, 45, 46, 47, 48, 49, 50, 51, 52, 53, 54, 55, 56, 57, 58, 59, 60, 61, 62, 63, 64, 65, 66, 67, 68, 69, 70, 71, 72, 73, 74, 75, 76, 77, 78, 79, 80, 81, 82, 83, 84, 85, 86, 87, 88, 89, 90, 91, 92, 93, 94, 95, 96, 97, 98, 99, 100, 101, 102, 103, 104, 105, 106, 107, 108, 109, 110
BlackJooker
QUOTE (Benn900 @ Nov 12 2010, 09:25 PM) *
Ako naajnoo


Ba Ki Kar Dari....
BlackJooker
Salam Chetorin Khoftegane M9
Safe Club Ke Baz Mishe Adam Na KHodagah Khamyaze Mikeshe??
zeinabnaderian
salam be .....................................

moondam

bebakhshid

hala be ki bayad salam konam?
zeinabnaderian
salam kasi inja nist?ahaaaaaaaaaaaaaaaay

baba sal tamoom(hosele man ham hamintor) shod biain dige

peymanbikare
salam be baro bax.halatoon khoobe ya na?enghad energi manfi nabashid dige,ye postam mizarid toosh aho nalast!

سی ثانیه پای صحبت برایان دایسون

فرض کنید زندگی همچون یک بازی است .
قاعده این بازی چنین است که بایستی پنج توپ را در آن واحد در هوا نگهدارید و مانع افتادنشان بر زمین شوید
جنس یکی از آن توپها از لاستیک بوده و باقی آنها شیشه ای هستند

. پر واضح است که در صورت افتادن توپ پلاستیکی بر روی زمین ، دوباره نوسان کرده و بالا خواهد آمد ،

اما آن چهار توپ دیگر به محض برخورد ، کاملا شکسته و خرد میشوند.


او در ادامه میگوید :

" آن چهار توپ شیشه ای عبارتند از خانواده ، سلامتی ، دوستان و روح خودتان و توپ لاستیکی همان کارتان است




كار را بر هيچ يك از عوامل فوق ترجيح ندهيد، چون هميشه كاري براي كاسبي وجود دارد ولي دوستي كه از دست رفت ديگر بر نميگردد، خانواده اي كه از هم پاشيد ديگر جمع نميشود،‌ سلامتي از دست رفته باز نميگردد و روح آزرده ديگر آرامشي ندارد






yarane:

غم مخور دوران بی پولی به پایان می رسد
دارد این یارانه ها استان به استان می رسد

مبلغش هر چند فعلاً قابل برداشت نیست
موسم برداشت حتماً تا زمستان می رسد

در حساب بانکی ات عمری اگر پولی نبود
بعد از این یک پول یامفتی فراوان می رسد

چند سالی مایه داران حال می کردند و حال
نوبت حالیدن یارانه داران می رسد

شهر، کلاً شور و حال دیگری بگرفته است
بانگ بوق و سوت و کف از هر خیابان می رسد

آن یکی با ساز، رنگ گلپری جون می زند
این یکی با دنبکش، بابا کرم خوان می رسد

عمه صغرا پشت گوشی قهقهه سر داده است
شوهرش هم با کباب و نان و ریحان می رسد

مش رجب، آن گوشه هی یک‌ریز بشکن می زند
خاله طوبا هم کمر جنبان و رقصان می رسد

تا که بابام این خبر را در جراید خواند گفت:
خب خدا را شکر پول کفش و تنبان می رسد

مادرم هم خنده‌ی جانانه ای فرمود و گفت:
پول شال و عینک و یک جفت دندان می رسد

بی بی از آن سو کمی تا قسمتی فریاد زد:
خرج استخر و سونام، ای جانمی جان می رسد

خان عمو با کیسه و زنبیل و ساکش رفته بانک
تا بگیرد آنچه را فعلاً به ایشان می رسد

اصغری در پای منقل، بود سرگرم حساب
تا ببیند پول چندین لول، الآن می رسد

خاله آزیتا که یادش رفته فرمی پر کند
طفلکی از دور با چشمان گریان می رسد







-نميدانم اين جريان حقيقت داشته يا نه ولي چيزي از طنز و تناسب آن با موضوع يارانه‌ها كم نمي‌كند.
--- :


داستان از این قراره که :

منصور دوانیقی خلیفه دوم عباسی بعد از انتقال پایتخت به بغداد تصمیم گرفت برای دفاع از این شهر دور اونو دیوار بکشه . اما دلش نمی خواست پول ساختن دیوارو از جیب خودش بده . بنابر این تصمیم خاصی اتخاذ کرد . اون در شهر اعلام کرد که قراره سرشماری بشه و هر کس به تعداد اعضای خانواده یک سکه نقره دریافت خواهد کرد . مردم که هم طمع کار شده بودند و هم از بس به عوامل خلیفه مالیات داده بودند خسته شده بودند وقتی مامور ثبت میومد ، اعضای خانواده رو زیاد میگفتند. مثلا اونی که اعضای خانوادش 4 نفر بودند تعداد رو 8 نفر میگفت و 8 سکه نقره میگرفت . و مامور ثبت بعد از دادن 8 سکه نقره ، یه پلاک رو سر در خونه نصب میکرد و تعداد اعضای خانواده رو روی اون حک میکردند .

خلاصه بعد از اتمام سر شماری مردم سخت خوشحال بودند که سر منصورو کلاه گذاشتن . اما بلافاصله بعد از اتمام سر شماری خلیفه حکمی صادر کرد که: به منظور حفظ مملکت و دفاع از کیان کشور و ایجاد امنیت ما خلیفه مسلمین تصمیم گرفتیم که بر گرداگرد شهر دیوار بکشیم . بنابر این هر یک از سکنه شهر میبایست برای تامین امنیت یک سکه طلا پرداخت نماید . بیچاره مردم شهر تازه فهمیدند چه خبره. حالا اونی که تعداد اعضای خانواده رو زیاد گفته بود و یک سکه نقره گرفته بود بایستی به ازای اون یه نفر یه سکه طلا که قیمتش بیشتر از سکه نقره بود می پرداختند!!!!! .

این بود ماجرای طرح هدف مند کردن یارانه ها توسط منصور خلیفه دوم عباسي !!!!!!!!؟




عشق فوتبال

دو پيرمرد ?? ساله، به نامهاى بهمن و خسرو دوستان بسيار قديمى همديگر بودند
هنگامى که بهمن در بستر مرگ بود، خسرو هر روز به ديدار او ميرفت
يک روز خسرو گفت: بهمن جان، ما هر دو عاشق فوتبال بوديم و سالهاى سال با هم فوتبال بازى ميکرديم. لطفاً وقتى به بهشت رفتى، يک جورى به من خبر بده که در آن جا هم ميشود فوتبال بازى کرد يا نه
بهمن گفت: خسروجان، تو بهترين دوست زندگى من هستى. مطمئن باش اگر امکانش بود حتماً بهت خبر ميدهم
چند روز بعد بهمن از دنيا رفت
يک شب، نيمه هاى شب، خسرو با صدايى از خواب پريد. يک شيء نورانى چشمکزن را ديد که نام او را صدا ميزد: خسرو، خسرو ...
خسرو گفت: کيه؟
منم، بهمن.
تو بهمن نيستى، بهمن مرده!
باور کن من خود بهمنم.
تو الان کجايي؟
بهمن گفت: در بهشت! و چند خبر خوب و يک خبر بد برات دارم.
خسرو گفت: اول خبرهاى خوب را بگو.
بهمن گفت: اول اين که در بهشت هم فوتبال برقرار است. و از آن بهتر اين که تمام دوستان و هم تيمي هايمان که مرده اند نيز اينجا هستند. حتى مربى سابقمان هم اينجاست. و باز هم از آن بهتر اين که همه ما دوباره جوان هستيم و هوا هم هميشه بهار است و از برف و باران خبرى نيست. و از همه بهتر اين که ميتوانيم هر چقدر دلمان ميخواهد فوتبال بازى کنيم و هرگز خسته نميشويم. در حين بازى هم هيچکس آسيب نمي بيند.
خسرو گفت: عاليه! حتى خوابش را هم نمي ديدم! راستى آن خبر بدى که گفتى چيه؟
بهمن گفت: مربيمون براى بازى جمعه اسم تو را هم توى تيم گذاشته....!!!!





اعتقاد ،اعتماد واميد



1- Confidence اعتقاد:

اهالی روستایی تصمیم گرفتند که برای نزول باران دعا کنند.

روزی که تمام اهالی برای دعا در محل مقرر جمع شدند،فقط یک پسربچه با چتر آمده بود،این یعنی اعتقاد.

2- Trust اعتماد:

اعتماد را می توان به احساس یک کودک یکساله تشبیه کرد،وقتی که شما آنرا به بالا پرتاب می کنید،او میخندد ..... چراکه یقین دارد که شما او را خواهید گرفت،این یعنی اعتماد.

3- Hope امید:

هر شب ما به رختخواب می رویم بدون اطمینان از اینکه روز بعد زنده از خواب بیدار شویم.ولی شما همیشه برای روز بعد خود برنامه دارید،این یعنی امید.

با اعتقاد،اعتماد و امید زندگی کنید.
peymanbikare
inaro gozashtam bekhoonid ta kamtar khabetoon bebare o hoselatoon sar bere!!!
rohan89devil
Eid Mubarak smile.gif


zeinabnaderian
salam be hame eidetoooooooon mobarak

rohan:thanks eid mobarak 2 u 2 (shokran lak)
derber
@Peyman: Eival, hamashoon jaleb boodan clapping.gif 10.gif 10.gif

@Rohan: Thank a bundle buddy. Happy Eid to you too smile.gif wub.gif wub.gif
lostlyrics
بسياري از مردم نمی فهمم زبان فارسي
بعضي از تروريست ها از هند انگليسي
حرف tongue.gif
zeinabnaderian
salam derber che khabar?

lostlyrics:english please tongue.gif
peymanbikare
salam baro bax.halatoon khube?
lostlyrics
QUOTE (zeinabnaderian @ Nov 18 2010, 02:47 PM) *
salam derber che khabar?
lostlyrics:english please tongue.gif


چه مىكنى? در اينجا بدون شناخت ادبیات tongue.gif
derber
QUOTE (zeinabnaderian @ Nov 18 2010, 06:17 PM) *
salam derber che khabar?

Salaaaam byebye.gif
peymanbikare
alhagh ke bi bokharid!hazeram shart bebandam ke ruzi chand bar miain m9 ya hamin persian club,vali halo hoseleye gozashtane 1 poste khaliam nadarid.vaghean dametun garm!
elhamghassabi
slm dos joniya..roz khosh..
sara khanome sarma khorde ham salam va bo0o0o0o0os
in ye sher taghdim b hamaton:

در قير شب
ديرگاهي است در اين تنهايي

رنگ خاموشي در طرح لب است

بانگي از دور مرا مي خواند،

ليك پاهايم در قير شب است

رخنه اي نيست در اين تاريكي
:
در و ديوار بهم پيوسته
سايه اي لغزد اگر روي زمين

نقش وهمي است ز بندي رسته

نفس آدم ها

سر بسر افسرده است

روزگاري است در اين گوشة پژمرده هوا

هر نشاطي مرده است
دست جادويي شب

در به روي من و غم مي بندد

مي كنم هر چه تلاش،

او به من مي خندد

نقش هايي كه كشيدم در روز،

شب ز راه آمد و با دود اندود
.
طرح هايي كه فكندم در شب،

روز پيدا شد و با پنبه زدود

ديرگاهي است كه چون من همه را

رنگ خاموشي در طرح لب است


جنبشي نيست در اين خاموشي
:
دست ها، پاها در قير شب است
zeinabnaderian
salam be hamegi man 3shanbe hafte dige miam akhe emtehanate midtermam shoroo3 shode

ELHAM:sheret ghashang bood faghat nafahmidam in ghir bood ya ghabr?

ta hafte dige khodafez
BlackJooker
Salam Be Hame Khabalo Haye Club
be Hame Dostani Ke Dozdaki Mian Ye Did Mizanan Miran
Be Hame golaei ke Aheste Mian Ye Post Midan Miran
Be Hame Azizaei Ke Hamishe Mian Hamishe Hastan
Va Be Hame .... Ke Alan Malom Nist Kojan.!!!
a-lonesome
salam
mikham ozv sham
hi kar bas bokonam?
mamnun
peymanbikare
salam be baro bax.
@ a-lonesome:hich kar!to alan ozvi.be dustatam begu bian.
BlackJooker
ِیه شبه مهتاب ماه میاد تو خواب
منو میبره ازتوی زندون مثل شپره با خودش بیرون
میبره اونجا که شبه سیاه
تا دمه سحر شهیدان شهر
با فانوس خون جار می کشند
تو خیابونا سر میدونا
عمو یادگار مرد چینه دار مستی یا هوشیار خوابی یا بیدار
مستیمو هوشیار شهیدان شهر خوابیمو بیدار شهیدان شهر
آخرش یه شب ماه میاد بیرون از توی دره بالای میدون
رد میشه خندون
یه شب ماه میاد
Lord-ZigFrid
@all:
slm behame111!!!!
oghde nadarama!!!ama engar in ja kesi delesh vase ma tang nemishe!!! sad.gif( crybaby.gif
**********************************************
*************************************************************
**********************************************************************

پیرمردی صبح زود از خانه اش خارج شد. در راه با یک ماشین تصادف کرد و آسیب دید. عابرانی که رد می شدند به سرعت او را به اولین درمانگاه رساندند.پرستاران ابتدا زخمهای پیرمرد را پانسمان کردند. سپس به او گفتند: "باید ازشما عکسبرداری بشود تا جائی از بدنت آسیب و شکستگی ندیده باشد.پیرمرد غمگین شد، گفت عجله دارد و نیازی به عکسبرداری نیست.پرستاران از او دلیل عجله اش را پرسیدند.زنم در خانه سالمندان است. هر صبح آنجا می روم و صبحانه را با او می خورم. نمی خواهم دیر شود!پرستاری به او گفت: خودمان به او خبر می دهیم. پیرمرد با اندوه گفت: خیلی متأسفم. او آلزایمر دارد. چیزی را متوجه نخواهد شد! حتی مرا هم نمی شناسد!پرستار با حیرت گفت: وقتی که نمی داند شما چه کسی هستید، چرا هر روز صبح برای صرف صبحانه پیش او می روید؟پیرمرد با صدایی گرفته، به آرامیگفت:اما من که می دانم او چه کسی است..!

**************************************************************

پس از تونل رسالت و توحید هم اکنون در سال همت مضاعف شهرداری تهران تقدیم میکند
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.پروژه ارتباط تونل توحید با اتوبانهای صدر و همت و شهید سرلشگر بابایی به همراه خروجی
منقطع با تونل رسالت که همزمان از کنار مدرس به داخل اتوبان بسیج خواهد رسید
.
.
.
.
.
.
.
..ای ایران ای مرز پر گهر ای....
***************************************************************
***************************************************



*************************************************
****************************************************************

فوتبالیست‌های معروف قبلا چه کاره بودند !

گلر زردها به خشم می‌آید و می‌گوید: «من خیلی زحمت کشیدم که به اینجا رسیدم. زمانی که با ماشین در خط راه‌آهن-خانی آباد مسافرکشی می‌کردم این آقایان کجا بودند؟ هنوز به محله قدیمی‌امان می‌روم، همان جایی که مسافرکشی می‌کردم.

کار کردن را عار نمی‌دانم.»

خبر ورزشی : بیژن نوباوه، نماینده مردم تهران در مجلس می گوید سید مهدی رحمتی از سپاهان یک میلیارد تومان پول گرفته است. گلر زردها به خشم می‌آید و می‌گوید: «من خیلی زحمت کشیدم که به اینجا رسیدم. زمانی که با ماشین در خط راه‌آهن-خانی آباد مسافرکشی می‌کردم این آقایان کجا بودند؟ هنوز به محله قدیمی‌امان می‌روم، همان جایی که مسافرکشی می‌کردم. کار کردن را عار نمی‌دانم.»

سرگذشت اغلب فوتبالیست‌های معروف چنین است. آنها که معمولا فوتبال را از زمین‌های خاکی جنوب شهر شروع کرده‌اند و بعدها، چنین روزهایی را رد کرده‌اند تا تبدیل به آدم‌های متمولی شوند. حرف‌های سید مهدی رحمتی بهانه‌ای شد تا تلنگری به گذشته برخی از فوتبالیست‌ها زده شود. کسانی که هنوز بازی می‌کند و یا از فوتبال خداحافظی کرده اند. در گذشته فوتبالیست‌ها اینقدر معروف نبودند تا چنین پول‌های هنگفتی را به جیب بزنند. برخی از آنها حتی در دوران اوج فوتبال خود که پیراهن تیم ملی را هم به تن می کردند، مجبور بودند بعد از تمرین به دل خیابان های شهر بزنند و مسافرکشی کنند، مانند کاظم سید علی خانی، غلامرضا فتح آبادی، پرویز مظلومی و عبدلعلی چنگیز. فتح آبادی در دوران اوج خود که در تیم ملی هم خوش می درخشید، مسافر کشی می کرد.

پرویز مظلومی سرمربی فعلی استقلال درباره آن روزها می گوید: «سال 62 و در بحبوحه جنگ تحمیلی اوضاع و احوال فوتبال چندان رو به راه نبود. در آن سال‌ها کاپیتان استقلال بودم اما عملا از فوتبال چیزی عایدم نمی‌شد و مجبور بودم برای امرار معاش چند ساعتی هم با تاکسی کار کنم. بازیکنان سرشناسی مثل عبدالعلی چنگیز و غلامرضا فتح‌آبادی که هم تیمی‌های من بودند، روی تاکسی کار می‌کردند.»

مظلومی در خط یوسف آباد ولی عصر کار می کرد و از هر مسافری پنج تومان کرایه می گرفت! برخلاف او و سه بازیکن دیگر کاظم سیدعلی خانی هنوز با تاکسی کار می کند و خرج خود و خانوده اش را با سختی به دست می آورد. روایت های جالب دیگری هم از شغل های برخی از بازیکنان در دوران بازیگری و یا پیش از آن وجود دارد که اشاره به آنها، نشان می دهد فوتبالیست ها آنقدر راحت که فکر می کنید، تبدیل به انسان های پولداری نشده اند.

رحمتی در ماشین می‌خوابید!

سید مهدی رحمتی می گوید پیش از اینکه فوتبال بازی کند در خط راه آهن-خانی آباد مسافرکشی می کرده است. او به دلیل پاره ای از مشکلات خانوادگی حتی بعضی شب‌ها مجبور بود در پیکان گوجه ای اش شب را صبح کند.

صادقی مسافرکشی می‌کرد

امیر حسین صادقی مدافع معروف استقلال هم مسافر کشی می کرد. اودر سال 79 و در دورانی که تیم در امید استقلال بازی می کرد، همزمان در یک آژانس واقع در بهار شیراز کار می کرد تا بتواند خرج خود را در بیاورد. ماشین او یک پیکان خسته بود!

عنایتی، کارگر ساده

رضا عنایتی از گفتن واقعیت‌ها ابایی ندارد. مهاجم این روزهای سپاهان که رکورد گلزنی در تاریخ لیگ را مال خود کرده، در سن 15 سالگی در مشهد دست‌فروشی می‌کرد. او بعدها به یکی از کارخانه‌های فرش‌بافی رفت و در آنجا کارگری کرد. او بعدها تبدیل به ستاره ابومسلم شد و با حضور در استقلال و امارات پول‌های زیادی به جیب زد.

ستاره وانت‌دار

عباس کارگر ستاره اسبق تیم ملی و پرسپولیس هنوز با وانت کار می کند. او که در فوتبال به هیچ نرسید مجبور است برای امرار معاش خود و خانواده اش با وانت بارکشی کند.

دایی دست‌فروشی کرده؟

علی دایی یک بار اعلام کرد در دوران دانشجویی دست فروشی می کرده و با کارگری به اینجا رسیده است. ولی دوستان نزدیک دایی که سال هاست با او ارتباط نزدیکی دارند می گوید، این businessman معروف هیچ گاه دست فروشی نکرده چون وضع مالی خانواده اش بد نبوده است.

شماره هشت مسافرکش

علی کریمی شماره هشت تاریخی فوتبال ایران سال 71 در کرج مسافرکشی می کرد. او یک پیکان گوجه ای داشت. کریمی قبل و بعد از تمرین پرسپولیس با ماشین خود کار می کرد تا خرج خود را در بیاورد. نقل است زمانی که او به دفتر یکی از روزنامه های ورزشی رفت بود، برای آنکه نشان دهد واضع مالی بسیار بدی دارد تمام دارایی اش را رو کرد که یک اسکناس هزار تومانی بود.

جوراب‌فروشی که مشهور شد

حسن خان محمدی ستاره سابق پرسپولیس که سال ها پیراهن این تیم را به تن کرد پیش از آنکه آدم معروفی شود مجبور بود با دست فروشی خرج خود را در بیاورد. یکی از دوستان نزدیک او می گوید در ابتدای دهه 70 خان محمدی در شهرک عربو سعادت آباد بساط جوراب فروشی راه می انداخت و مشتریان را روی هوا می‌زد!

مربی کارت فروش

یکی از معروف ترین مربیان فوتبال ایران که در حال حاضر بنا به دلایلی نمی تواند کار کند، روزی مجبور شد برای کسب درآمد راهی خارج شود. او به ژاپن رفت تا کسب و کاری به راه بیاندازد اما در نهایت به دلیل فروش کارت تلفن تقلبی دیپورت شد تا به ایران بازگردد.

ستاره‌ای که تاکسی پدرش را فروخت

ستاره استقلال هیچ‌گاه با تاکسی کار نکرد اما به دلیل آتش گرفتن دکان پدرش که تمام دارایی او بود، برایش یک تاکسی خرید تا با آن کار کند. این ستاره آبی‌ها که رقیب اصلی علی دایی در بیزینس است و ماهیانه میلیاردها به جیب می زند، بعدها مجبور شد این تاکسی را بفروشد چون پدرش به مسافران می‌گفت که این ستاره، پسرش است!

کیا، ماهر در پشم‌چینی!

مهدی مهدوی کیا هنوز پشم های گوسفندان را می چیند. او که پیش از تبدیل شدن به یک فوتبالیست معروف مجبور بود در مزرعه پدرش در روستای چشمه اراک کند، علاوه بر کارهای کشاورزی در دامداری هم فعالیت زیاد می‌کرد. دوستان نزدیک کیا می‌گویند او حتی زمانیکه در آلمان بازی می‌کرد، در زمان تعطیلات به مزرعه پدرش سر می‌زد تا در اموارات به او کار کند. می‌گویند مهدی در چیدن پشم‌های گوسفندان تبحر ویژه‌ای دارد!

گلر مسافرکش

وحید قلیچ گلر اسبق پرسپولیس در سال 72 یک پیکان داشت و در آژانس کار می‌کرد. گلر مطرح قرمزها بارها از این موضوع گفته است. او با پیکان خود خرج خانواده‌اش را می‌داد.

ستاره‌های شالیزار!

شیث رضایی و مهرداد اولادی که هر دو اصلیتی مازندرانی دارند پیش از آنکه فوتبال بازی کنند، مجبور بودند کشاورزی کنند. شیث در یکی از شهرهای ساری کشاوری می کرد و مهرداد اولادی در شالیزارهای قائمشهر. این دو الان در پرسپولیس و ملوان به آب و نانی رسیده اند و کمتر راه شان به ولایت شان می افتد!

کبوترداری!

بعضی از بازیکنان فوتبال هم از طریق جانوران مخارج خود را در می آورند. بعضی از این فوتبالیست ها که هنوز به شغل کبوتر داری مشغول هستند، با هر نقل و انتقالی پرنده های زبان بسته خود را به محل زندگی شان می برند. یکی از این فوتبالیست ها که در بوشهر بازی می کند از دوران بچگی به کار با کبوتران و جلد کردن آنها علاقه ویژه ای داشت. او مخارج خود را از طریق جوجه کشی در آورد. این بازیکن استاد برخی از ستاره های فوتبال ایران در امور کبوترداری هم هست. یکی از شاگردان او در پرسپولیس بازی می کند!

peymanbikare
@ lord:salam,khubi?damet garm.
Lord-ZigFrid
QUOTE (peymanbikare @ Nov 24 2010, 08:42 AM) *
@ lord:salam,khubi?damet garm.



slm khobi???
merc!!!!!!!!!!!

***********************************************************
******************************************************************


اگه کمی و فقط کمی بخواهیم از زندگی لذت ببریم و نگاهمان را کمی بهتر کنیم بسیاری از لذت ها نه وقت زیادی می‌خواهد و نه پول زیادی.

- گاهی به تماشای غروب آفتاب بنشینیم.

2 - سعی کنیم بیشتر بخندیم.

3- تلاش کنیم کمتر گله کنیم.

4 - با تلفن کردن به یک دوست قدیمی، او را غافلگیر کنیم.

5 - گاهی هدیه‌هایی که گرفته‌ایم را بیرون بیاوریم و تماشا کنیم.

6 - بیشتردعا کنیم.

7 - در داخل آسانسور و راه پله و... باآدمها صحبت کنیم.

8- هر از گاهی نفس عمیق بکشیم.

9- لذت عطسه کردن را حس کنیم.

10- قدر این که پایمان نشکسته است را بدانیم.

11- زمزمه کنیم و آواز بخوانیم.

12- سعی کنیم با حداقل یک ویژگی منحصر به فرد با بقیه فرق داشته باشیم .

13- گاهی به دنیای بالای سرمان خیره شویم.

14- با حیوانات و سایر جانداران مهربان باشیم.

15- برای انجام کارهایی که ماهها مانده و انجام نشده در آخر همین هفته برنامه‌ریزی کنیم!

16- از تفکردرباره تناقضات لذت ببریم.

17- برای کارهایمان برنامه‌ریزی کنیم و آن را طبق برنامه انجام دهیم. البته کار مشکلی است!

18- مجموعه‌ای از یک چیز (تمبر، برگ، سنگ، کتاب و... )برای خودمان جمع‌آوری کنیم.



19- در یک روز برفی با خانواده آدم برفی بسازیم.

20- گاهی در حوض یا استخر شنا کنیم، البته اگر کنار ماهی‌ها باشد چه بهتر.

21- گاهی از درخت بالا برویم.

22- احساس خود را در باره زیبایی ها به دیگران بگوئیم.

23- گاهی کمی پابرهنه راه برویم!.

24- بدون آن که مقصد خاصی داشته باشیم پیاده روی کنیم.

25- گاهی نیمه شبها از خواب بیدار شویم و از خدا بخاطر نعمتهایش تشکر کنیم

26- در جلوی آینه بایستیم وخودمان را تماشا کنیم.

27- سعی کنیم فقط نشنویم، بلکه به طور فعال گوش کنیم.

28- رنگها را بشناسیم و از آنها لذت ببریم .

29- وقتی از خواب بیدار می‌شویم، زنده بودن را حس کنیم.

30- زیر باران راه برویم.

31- کمتر حرف بزنیم و بیشترگوش کنیم ..

32- قبل از آن که مجبور به رژیم گرفتن بشویم، ورزش کنیم و مراقب تغذیه خود باشیم .

33- چند بازی و سرگرمی مانند شطرنج و... را یاد بگیریم.

34- اگر توانستیم گاهی کنار رودخانه بنشینیم و در سکوت به صدای آب گوش کنیم.

35- هرگز شوخ طبعی خود را از دست ندهیم.

36- احترام به اطرافیان را هرگز فراموش نکنیم.

37- به دنیای شعر و ادبیات نزدیک تر شویم.

38- گاهی از دیدن یک فیلم در کنار همه اعضای خانواده لذت ببریم.

39- تماشای گل و گیاه را به چشمان خود هدیه کنیم.

40- از هر آنچه که داریم خود و دیگران استفاده کنیم ممکن است فردا دیر باشد

***************************************************************
************************************************************************
تا به حال دقیق و موشکافانه کارتونهای پت و مت را نگاه کرده اید؟ دقت کرده اید چه مشخصاتی دارند؟



1- کاملا خودمحور هستند. شما تا به حال کس دیگری را جز این دو در کارتونهایشان دیده اید؟



2-تأیید طلب هستند. همدیگر را تأیید می کنند و قند در دلشان آب می شود ..



3-کارهایی می کنند و وسایلی می خرند که خودشان هم فلسفه شکل گیریش را نمی دانند.



4- هدف را تخریب می کنند تا به وسیله برسند. خاطرم هست در یک قسمت همه کتابهایشان را فروختند تا ابزار ساخت کتابخانه را بخرند.



5-در کارهایی دخالت می کنند که در آن تخصص ندارند و هیچ متخصصی را هم قبول ندارند.



6- نوآوری می کنند، ولی به روش خودشان.



7- متخصص ایجاد ضرر و زیان هستند.



8-اعتماد بنفس کاذبشان غوغا می کند.



9-یک جا را خراب می کنند تا جای دیگر را بسازند، دست آخر هر دوجا تخریب می شود.



10- شعارشان این است: That’s it یا همان همینه، به عبارتی همینه که هست!



11-الگوهای درِ پیت دارند. به عکس آن وزنه بردار بر دیوار اتاقشان نگاه کرده اید که وزنه را کج گرفته است؟



12-هیچوقت لباسشان را عوض نمی کنند و همه به همین لباس می شناسندشان.



باز هم بگویم؟ خودتان هم فکر کنید…



این مشخصات شما رو به یاد کسی نمیندازه؟!!
a-lonesome
QUOTE (peymanbikare @ Nov 22 2010, 10:40 PM) *
salam be baro bax.
@ a-lonesome:hich kar!to alan ozvi.be dustatam begu bian.

قدرت اندیشه
پیرمردی تنها در مینه سوتا زندگی می کرد . او می خواست مزرعه سیب زمینی اش راشخم
بزند اما این کار خیلی سختی بود. تنها پسرش که می توانست به او کمک کند در زندان
بود . پیرمرد نامه ای برای پسرش نوشت و وضعیت را برای او توضیح داد : پسرعزیزم من
حال خوشی ندارم چون امسال نخواهم توانست سیب زمینی بکارم .من نمی خواهم این مزرعه
را از دست بدهم، چون مادرت همیشه زمان کاشت محصول را دوست داشت.. من برای کار مزرعه
خیلی پیر شده ام. اگر تو اینجا بودی تمام مشکلات من حل می شد . من می دانم که اگر
تو اینجا بودی مزرعه را برای من شخم می زدی .
دوستدار تو پدر پیرمرد این تلگراف را دریافت کرد :
پدر, به خاطر خدا مزرعه را شخم نزن , من آنجا اسلحه پنهان کرده ام . 4 صبح فردا 12
نفر از مأموران FBI و افسران پلیس محلی دیده شدند , و تمام مزرعه را شخم زدند بدون
اینکه اسلحه ای پیدا کنند . پیرمرد بهت زده نامه دیگری به پسرش نوشت و به او گفت که
چه اتفاقی افتاده و می خواهد چه کند ؟ پسرش پاسخ داد :
پدر برو و سیب زمینی هایت را بکار، این بهترین کاری بود که از اینجا می توانستم
برایت انجام بدهم . در دنیا هیچ بن بستی نیست. یا راهی‌ خواهم یافت، یا راهی‌
خواهم ساخت.
elhamghassabi
slm b hamagi...
ghabele tavajohe baziy aman ae bekham biyam inja yani peisian cloon majboram az pageshon estefade konam vagarna mozahemeshon nemishodam.
zeinab jonam oon ghire hamon madey esiyah rang k az naft sakht emishe..in ye shere marof az sohrabe sepehriye.
ina taghdime b hamey asheghaye donya:-*
.............................................

من آموخته ام که برای زخم پهلویم برابر هیچ کیکاووسی ، گردن کج نکنم وزخم در پهلو وتیر درگردن،خوشتر تاطلب نوشدارو از ناکسان وکسان.زیرا درد است که مرد میزاید وزخم است که انسان می آفریند.
پدرم میگوید : قدر هر آدمی به عمق زخمهای اوست.
پس زخمهایت را گرامی دار. زخمهای کوچک رانوشدارویی اندک بس است تو اما در پی زخمی بزرگ باش که نوش دارویی شگفت بخواهد
وهیچ نوشدارویی شگفت تر از عشق نیست. ونوشداروی عشق تنها در دستان اوست .
او که نامش خداوند است.
پدرم گفته بود که عشق شریف است وشگفت است ومعجزه گر اما نگفته بود او که نوشدارو دارد، دستهایش این همه از نمک عشق پر است ونگفته بود که عشق چقدر نمکین است ونگفته بود که او هر که را دوست تر داردبر زخمش از نمک عشق بیشتر میپاشد!
زخمی بر پهلویم است وخون میچکد وخدا نمک می پاشد. من پیچ میخورم وتاب میخورم ودیگران گمانشان که میرقصم!
من این پیچ وتاب را و این رقص خونین را دوست دارم، زیرا به یادم میآورم که سنگ نیستم،چوب نیستم خشت وخاک نیستم که انسانم...
پدرم گفته است از جانت دست بردار، از زخمت اما نه، زیرا اگر زخمی نباشد، دردی نیست و اگر دردی نباشد در پی نوشدارو نخواهی بود واگر در پی نوشدارو نباشی عاشق نخواهی شد و
عاشق اگر نباشی خدایی نخواهی داشت
[font="Verdana"][/font]
Lord-ZigFrid
slm be hame!!!!
slm nbe sara,
slm be ireeen,
slmn be elham,
slm be zeinab,
slm be debder,
slm be ghasemo,
slm be peyman ,
slm be neda khanom,
slm be hameye bi marama ke dg sar nemoizanan ke in ja in tori khabide!!!!!
lostlyrics
QUOTE (Lord-ZigFrid @ Nov 23 2010, 12:28 PM) *

تهران را دارد?
خیلی بد شده است
لس آنجلس نشان ميدهد
در آغاز من حدس زد tongue.gif

byebye.gif

derber
QUOTE (Lord-ZigFrid @ Nov 27 2010, 04:16 PM) *
slm be debder,

In debder kie oonvaght!!!??!?!?!?! Ozve jadide ma khabar nadashtim happy.gif tongue.gif
laugh.gif laugh.gif tongue.gif

@lostlyrics: Please next time try to use a better translator so the sentences will be correct in grammars and understandable! thumbsup.gif
What translator you use now? As far as I know, Babylon and Google Translator are among the good ones. unsure.gif
zeinabnaderian
salam be hamegi che khabar?chetorin?chikar mikonin?man naboodam chi kar kardin?

MEHDI:salam man naboodam gol kashti eival bache khoob
lost lyrics:use ace translator it's really good
ELHAM:salam chetori?
alonesome:salam refigh jaleb,javanmardane va kheili ghashang bood

پسر بودن یعنی چه؟

پسر بودن يعني برو چند تا نون بخر


پسر بودن يعني هي شماره دادن و هي منتظر زنگ بودن

پسر بودن يعني بد و بيراه گفتن به دخترايي که تحويلشون نمي گيرن

پسر بودن يعني كادو خريدن برای جی اف

پسر بودن يعني تا کی مفت خوري مي كني

پسر بودن يعني پس كي دفتر چه اماده به خدمت ميگيري

پسر بودن يعني به زور سيكل داشتن

پسر بودن يعني بابا پس كي ميري برام خاستگاري

پسر بودن يعني مثل خر حمالي كردن

پسر بودن يعني جوراباتو در بيار حالم به هم خورد

پسربودن يعني چرا كار نميكني ... جون بكن ديگه

پسر بودن يعني ببخشين ماشين و خونه هم دارين كه...


پسر بودن یعنی همه مواقع مرد خونه هستی ،حتی موقع دزد اومدن


پسربودن یعنی عمراً عزیز دل بابا باشی


پسر بودن یعنی در اول جوونی سربازی در انتظارته


پسربودن یعنی هرروز یک شکست عشقی خوردن


پسر بودن یعنی همه میرن مسافرت و تو باید بمونی و خونه رو بپایی


و اما پسر بودن یعنی هزار بدبختی دیگه

....................................................
دختر بودن یعنی ؟
دختر بودن يعني كله قند و لي لي لي لي ...

دختر بودن يعني الگوي خياطي وسط مجله هاي درپيت

دختر بودن يعني هموني باشي كه مادر و خاله وعمه ت هستن

دختر بودن يعني " دخترو رو چه به رانندگي ؟ "

دختر بودن يعني " شنيدي شوهر سيمين واسه ش يه سرويس طلا خريده 12 ميليون ؟"

دختر بودن يعني بايد فيلم مورد علاقه تو ول كني پاشي چايي بريزي

دختر بودن يعني نخواستن و خواسته شدن

دختر بودن يعني حق هر چيزي رو فقط وقتي داري كه تو عقدنامه نوشته باشه

دختر بودن يعني "ببخشيد ميشه جزوه تونو ببينم ؟"

دختر بودن يعني " به به خانوم خوشگل....هزار ماشالااااااا"

دختربودن يعني " برو تو ، دم در واي نستا"

دختر بودن يعني لباست 4 متر و نيم پارچه ببره كه آقايون به گناه نيفتن

دختر بودن يعني "خوب به سلامتي ليسانس هم كه گرفتي ديگه بايد شوهرت بديم"

دختر بودن يعني "كجا داري ميري؟"

دختر بودن يعني " تو نميخواد بري اونجا ، من خودم ميرم "

دختر بودن يعني "كي بود بهت زنگ زد؟! با كي حرف ميزدي؟"

دختر بودن يعني اجازه گرفتن واسه هرچي ، حتي نفس كشيدن

elhamghassabi
شقایق گفت با خنده ؛ نه تب دارم ، نه بیمارم
اگر سرخم چنان آتش ، حدیث دیگری دارم
گلی بودم به صحرایی ، نه با این رنگ و زیبایی
نبودم آن زمان هرگز ، نشان عشق و شیدایی

یکی از روزهایی ، که زمین تب دار و سوزان بود
و صحرا در عطش می سوخت ، تمام غنچه ها تشنه
و من بی تاب و خشکیده ، تنم در آتشی می سوخت
ز ره آمد یکی خسته ، به پایش خار بنشسته

و عشق از چهره اش پیدای پیدا بود
ز آنچه زیر لب می گفت : شنیدم ، سخت شیدا بود
نمی دانم چه بیماری به جان دلبرش
افتاده بود ، اما طبیبان گفته بودندش

اگر یک شاخه گل آرد ، ازآن نوعی که من بودم
بگیرند ریشه اش را ، بسوزانند
شود مرهم برای دلبرش ، آندم شفا یابد
چنانچه با خودش می گفت ، بسی کوه و بیابان را

بسی صحرای سوزان را ، به دنبال گلش بوده
و یک دم هم نیاسوده ، که افتاد چشم او ناگه به روی من
بدون لحظه ای تردید ، شتابان شد به سوی من

به آسانی مرا با ریشه از خاکم جدا کرد و
به ره افتاد و او می رفت ، و من در دست او بودم
و او هرلحظه سر را رو به بالاها
شکر می کرد ، پس از چندی

هوا چون کوره آتش ، زمین می سوخت
و دیگر داشت در دستش تمام ریشه ام می سوخت
به لب هایی که تاول داشت گفت : چه باید کرد؟

در این صحرا که آبی نیست
به جانم ، هیچ تابی نیست
اگر گل ریشه اش سوزد که وای بر من
برای دلبرم ، هرگز دوایی نیست

واز این گل که جایی نیست ، خودش هم تشنه بود اما
نمی فهمید حالش را ، چنان می رفت و
من در دست او بودم ، و حالا من تمام هست او بودم

دلم می سوخت ، اما راه پایان کو ؟
نه حتی آب ، نسیمی در بیابان کو ؟

و دیگر داشت در دستش تمام جان من می سوخت
که ناگه روی زانوهای خود خم شد ، دگر از صبر او کم شد
دلش لبریز ماتم شد ، کمی اندیشه کرد ، آنگه

مرا در گوشه ای از آن بیابان کاشت
نشست و سینه را با سنگ خارایی
زهم بشکافت ، زهم بشکافت

اما ! آه صدای قلب او گویی جهان را زیرو رو می کرد
زمین و آسمان را پشت و رو می کرد
و هر چیزی که هرجا بود ، با غم رو به رو می کرد

نمی دانم چه می گویم ؟ به جای آب ، خونش را
به من می داد و بر لب های او فریاد
بمان ای گل ، که تو تاج سرم هستی
دوای دلبرم هستی ، بمان ای گل

و من ماندم نشان عشق و شیدایی
و با این رنگ و زیبایی
و نام من شقایق شد
گل همیشه عاشق شد‬
zeinabnaderian
salam elham khanoom chetori?sheret kheili khoshkel bood
al-sagban
hi byebye.gif
how are you dear friends?

i invite you to join me this game and enjoy

M9 Name Games
zeinabnaderian
salam be rofagha dar che halin?inja naioomadan hal mide?

1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15
derber
@zeidnab: happy.gif
Aksaie bahali boodan happy.gif
zeinabnaderian
QUOTE (derber @ Dec 2 2010, 09:50 AM) *
@zeidnab: happy.gif
Aksaie bahali boodan happy.gif

mamnoon
lostlyrics
QUOTE (lostlyrics @ long history)
QUOTE (derber @ Nov 29 2010, 09:34 PM) *
@lostlyrics: (ununderstandable attempt at forcing another conversation on me)
QUOTE (lostlyrics @ Dec 2 2010, 04:16 PM) *
QUOTE (antonis1978 @ Dec 2 2010, 04:01 PM) *
i cant understand you..

we've agreed on that already - and I proposed, thenceforward better
not to talk. (remember? but that's history too and not a religion )
QUOTE (lostlyrics @ Dec 2 2010, 01:56 PM) *
ya ssas byebye.gif
but btw byebye.gif ya ssou, thabull (maybe here I should have been more specific too )

gathering.gif do not bore me (both.) remember?


peymanbikare
salam be hame.delam vasatun tang shode bud.halatun khube?

@ lord:man ghalat kardam.man khodam ghabul daram ke bi maramam.taslimam!kash betunam jobran konam.
zeinabnaderian
QUOTE (peymanbikare @ Dec 3 2010, 01:20 AM) *
salam be hame.delam vasatun tang shode bud.halatun khube?

@ lord:man ghalat kardam.man khodam ghabul daram ke bi maramam.taslimam!kash betunam jobran konam.

salam kheili khoobe ke mardom be ghalathaie khodeshoon eteraf konan vaghean mardoonast eival
peymanbikare
@ zeinab:salam ;-) damet garm hala tike mindazi! :D
zeinabnaderian
QUOTE (peymanbikare @ Dec 4 2010, 12:03 AM) *
@ zeinab:salam ;-) damet garm hala tike mindazi! :D

bebakhshid ma khoonevadatan hame tike mindazim kheili khodam ro gereftam amma khob nashod bebakhshid
in ham baraye inke az delet dar biaram عکسهای جالب از حیوانات
peymanbikare
na man narahat nashodam.ba in hal damet garm. wink.gif
zeinabnaderian
salam be hame
salam be peyman ke sar mizane
salam be kheilia ke mian amma ye salam khoshko khali nemikonan
salam be kasaee ke mian amma ahval nemiporsan
salam be kasaee ke mioomadan az bas didan kassi nemiad dige khaste shodan dige nemian
salam be raees ke faghat sarak mikeshe amma hamishe hastesh
salam be bikaree ke alan dare post mide
va kasi ham moonde ke behesh salam nakarde basham behem bege behesh slam konam
peymanbikare
salam be zeinab khanume ba maram.halet khube?
Rasti be maghrura salam nakardi.ye chantai darim!
peymanbikare
salam be zeinab khanume ba maram.halet khube?
Rasti be maghrura salam nakardi.ye chantai darim!
peymanbikare
salam be zeinab khanume ba maram.halet khube?
Rasti be maghrura salam nakardi.ye chantai darim!
peymanbikare
man alan profilam f!ltere,ye 1 saliam mishe.shayad ruzi berese ke page shomaham f!lter she,bad mibinid ke dg kesi behetun sar nemizaneho hame miran donbale kare khodeshuno doostaye jadid!
Unvaghte ke ghadre injaro ba adamaye injaro midunid.man in harfo mizanam chon tajrobe kardam.manzure man ine ke mohem nist harf base goftan nadarid vali hade aghal ye salame kuchik mitunid konid,chon age un ruz berese ba sharmandegi miai inja!
zeinabnaderian
QUOTE (peymanbikare @ Dec 7 2010, 04:10 AM) *
salam be zeinab khanume ba maram.halet khube?
Rasti be maghrura salam nakardi.ye chantai darim!

salam man khoobam shoma chetori?khob chera profilet ro delete nemikoni yeki dige besazi?injoori ke behtare
peymanbikare
salam manam khubam.man donbale emtiaz jam kardan ya poz dadan nistam.dar zemn un profil yeki az eftekharate mane. ;-)
16 azar behame daneshjuyan va azadi khahan mobarak bad.
zeinabnaderian


This is a "lo-fi" version of our main content. To view the full version with more information, formatting and images, please click here.